|
سلام عِطر گيج كننده ي بهار نارنج هاي اواخر فروردين،چشمِ شيطان دور!خوبي كه ، سراغي از ما نميگيري مگر نه !
همين مهم است وگرنه آواره اي مثل من كه سراغ گرفتن ندارد حق با توست بروي كجا ؟ پي چه كسي سراغم را بگيري ؟؟! چه نشانه هايي بدهي ؛بگويي ببخشيد آقاي محترم؛ اون پسركي كه به هواي من هر شب پشت پنجره مو پريشان مي كند را نديديد ؟ مردم اين عصر را كه مي شناسي اگر كلي حرمتت را داشته باشند جوري نگاهت مي كنند كه خودت ترجبح مي دهي بروي تا بماني. دیوانه ی تو همچنان مجنون است و زنده ، این حرفها چیست ؟دشمنت شرمنده.پریشب ها که اینجا بارون اومد ،انگار چند جای دیگه زلزله ،یاد یک چیزی افتادم.اول این را برایت بگویم اینجا یک بار برای همیشه زلزله آمد که تو باعث ش شدی،اینجا یعنی دلم را می گویم* چه زلزله ای !! یک جای نشکسته و ترک نخورده توی کلبه نماند عجب قیامتی کرد.حرف باران بود من تصور می کنم اولین دروغِ ناخواسته ی دنیا را کتابهای فارسی کلاس اول به ما گفتند تو یادت مانده ؟ تو اولین کسی بودی که بعد از سالها عبور از یادنگرفتن این لغت به من فهماندی که سفر چه واژه ی پر غــصه و پر قـــصه ایست. از اینها که بگذریم نکند مثل درس کلاس دوم،دوستان جدید پیدا کردی که دیگر نه یادی و نه زنگی، نه حرفی و درنگی و نه اشاره ی قشنگی.نمیدانم یک رنگی یا مثل غروب های رنگ پریده ی پاییز کـــم رنگی ؟ مهم نیست هرچه میل توست ،من که نمی دانم از دَم سپیده تا آخر شب به ستاره ها بسپارم بیایند انتظار رفت و آمد ترا بـــکشند. دل زلال هم عالمی دارد خوش به حالت،خوش به حال آن دوست یا چه می دانم دوستان جدیدت، کاش لایقت باشند،کاش قَدرت را بدانند به آنها بگو که چقدر ماهی،نه نعریف نیست ، این تکلیف است.بگذار بدانند با چه کسی طرفند تو مـــاهِ شـــبِ ... نه تو ماهِ همه شبهایی، خسته ات کردم.به چشمانت بگو قطع نکنند خودم رفعِ زحمت می کنم .بند بند وجودم به تو سلام می رسانند کسی که از اول تولدش ،مهم اینست.آنوقت که دیوانه ی تو بودم هیچ کس حتی معنای دیوانه شدن را نمی دانست. عجیب دوســـتت دارم،ساده دوستم نداشته باش اما نـــرو،من به همین دوست نداشتن و بی جوابی و سفر و نیامدن و ناز خریدن و ســــوختن و مـــــُردن و ماندن راضیم تو هم به همین راضی باش.من چیزی جز این نمیخواهم، بگذار همین جور مثل برفی که از کوه سرازیر می شود ، مسیر آسمان را طی می کند و دوباره به دریا باز می گردد،تا همیشه دوســــــــتت داشته باشم. کسی که چه برف ببارد چه باران ، تنها به یاد تو می افتد. ¤¤ میدونم که خیلی طولانی شد و سرت رو درد اوردم ولی دیگه این تنها راه بود ... ¤¤¤ قول میدم دیگه غمگین ننویسم. |
|
خزان
آرزوها آرشیو خزان آرزوها |
![]()
|
|
لینکهای خزونی
|
| لینکهای خزونی |
|
|
|
|
|
|
لوگوی خزونیا
|
|
|
|
![]()
كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.