|
زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك آن هم از دست عزيزي كه تو دنيا را جز براي او و جز با او نمي خواهي من گمانم زندگي بايد همين باشد. |
|
من او را رها کردم
و چقدر سخت است عزیزترینت را رها کنی. اما آنقدر او را دوست دارم، ک او را رها می خواهم رها از تمامی بندها و زنجیرها هرچند او هیچگاه در بند من گرفتار نبود چرا که من خود اینگونه خواستم و هیچگاه بخاطر همیشه بودن با او برای او بندی نساختم اما او در بند خود گرفتار بود ای کاش از خود رها شود همانگونه که من با او از خود رها شدم . |
|
خزان
آرزوها آرشیو خزان آرزوها |
![]()
|
|
لینکهای خزونی
|
| لینکهای خزونی |
|
|
|
|
|
|
لوگوی خزونیا
|
|
|
|
![]()
كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.