تبليغاتX
خـــــزان آرزوهــــــا
   
 
 

       خيلي خسته ام ،

                     بـــاورم كن

 

 

 

              دنيا  زنــــدونه  برام

 

 

 

 

  + نوشته شده در  ساعت   توسط محمد | 

 

 

سلام داناي تير:

آن قدر انتظار را دوست نداشتي كه نگذاشتي تير به نيمه برسد. صحبتِ يك تيروهزار و يك نشان نيست.من و تو كه اين حرفها را با هم نداريم اين دل هرچه ، چه مي دانم تنگ كه مي شود توهين هم نمي شود به او كرد چون پُر از توست، تو جورِ عجيبي لابه لايش موج مي زني،برقِ تو هستيِ من را گرفته است،عشقت دُرست مثلِ تير و كمان هاي دبستاني هايِ باهوشي كه گنجشك شكار كردن را از مشقِ شب بيشتر دوست دارند،عجيب دلم را نشانه رفته است ،بگذريم...

مي شود بغض كرد،گريه كرد و فرياد را مثل خشم خورد و مثلِ قسم نخورد،قسمِ جان تو كه وقتي تصميم خوردنش را داري يادِ جامِ شوكرانِ سقراط مي افتي و با خودت در يك درگيري زرد به اين نتيجه مي رسي كه آن را راحت مي شود نوشيد.چه بگويم؛

يادت بماند داري مي آيي يك گوشه كنار،يك جاي دنج كه نزديك كلبه خرابه ي بي گناهي يا لانه سالاري نباشد آرام با يك نفسِ عميقِ بلند كه شبيه آه يا نفس هاي دلتنگيِ عاشقانه نيست كـــــوله پشتي ات را بـــتكاني تا خستگي ات عينِ برفِ پشت بام همسايه ي قصه هاي مادر بزرگ زمين بريزند بعد برگرد،نه كه حوصله ي خستگي ات را نداشته باشم ، تحملش را ندارم ميفهمي كه ، نـــه؟

تو همه چيز رو مي فهمي و تقريبا نصفش را به روي ماهت نمي آوري،اين خصلت اهالي اولين ماهِ فصل آتش است.گفتم كه داناي تير،راستي براي يك دانا هم نوشتن سخت است اين را امروز كه –نُه روز از مرداد ميگذره-فهميدم و اعتراف مي كنم كه تا به حال نمي دانستم اگر تو نبودي، يهني اگر اين نقطه ي قلبم نبودي و دلم برات تنگ نمي شد شايد هرگز نمي فهميدم... ، خُب قرار نيست سرت را آنقدر درد بيارم كه براي بار اول شكايت كني،براي بار اول كافيست،.

هواي هوائي نشدنت را داشته باش ، مي ترسم از شكست،شايد بهتر ست بگم:مي ترسم از شكست دوباره، محمدي  كه  نه تو ، نه خودش و نه حتي فكرش را نمي كرد امسال قراراست براي تو عاشقانه بنويسد اما خوشحال است كه ستاره ي تو فعلا تا اطلاع ثانويِ خيلي دور اورســـتِ بي برفِ دلش را جور عجيبي اشغال كرده است. باور كن حالم خوب نيست چون تابستان است اما چون تو هستي مي توانم و سعي مي كنم، عين پاييزها عاشقت باشم.كسي كه خودش هم نفهميد چطور تو مخاطبِ اولين متنِ امسالش شدي.؛

 

هميشگي ترين و ابدي ترين  ديوانه ات. - .

 

  + نوشته شده در  ساعت   توسط محمد | 

 

خزان آرزوها

آرشیو خزان آرزوها

 

««« در اينجا جز سكوت و مرگ چيزي نيست.
خانه در انزواي سرد خود،تو را فرياد مي زند.
نمي دانم از چه دلتنگم . من در اين كوير محنت زده
مرده ام ، افسرده ام ... »»»


لینکهای خزونی

سیمرغ
شبگرد قصه ی عشـــق
دختـــرِ صـــحرا
دختران گندم
ســـروش
ديدارهـــای زيبـــا
شبهای برفی من و تو
ساکن جزیره تنهایی
هلیا
همیشه بهــار
مینا و آرش
درد و دل
آخرین ذرات موندن...
سوشیانس
زمزمه های شاعری به نام خزان
کاش میشود منو دوست داشته باشی
.() به شکوه عشق ().
آلاچیق
پرنده ی منزوی
دختری با موهای سیاه
من دیگه غزل نمی گم واسه تو
" خدا همین نزدیکیهاست "
" عشق یعنی زندگی با یاد تو ..."
به گورستان خوش آمدید!
از خاک عشق ...
خنجری برسینه
{_ سبزی فروش _}

آرشیو لينكهاي خزونــ ي

گذشته خزونی

آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

لینکهای خزونی

روي خــ ط سكوت
* گـــورستونِ آرزو *
نیلــوفــر
خيال آلاچيق
گرگ بارون دیده
عمق نگاه تو
تاریــــکه ی د ل
اشکهای یخی
آهسته وحشی می شوم
نیلــوفــر
طلوع صبح امید (( دراکولا ))
اشک دل
LoVeLY QaTaR GiRLS
نهانکده عشق
نامه های بی مقصد
شاهزاده ایرانی
جادوگر

 

 

 

لوگوی خزونیا

 

 

 

 

 


كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.