|
كوچه ها خونه ها ؛ تموم عاشقا رفتنــد ازاينــجايه غربت مونده و من ، تنهاي تنــــها
يه غربـــــت از جنسِ سفــــــر ؛ يه جاده ي تــــــــــاريك و دور مني ك پرســـــــــــه ميزنم تو تاريكي بـــــــسوي نـــور سرگردونـــــــــم وااااي سر گــــــردونم شـــــب تو ســـــــــــــكوت كوچــــــه ها به سازِ دل زخـــــــــــم ميزدن با اينكه هم راهـــي نبود تا آخــرين لحظه زدم شــــــب از ترانه پَــــر شد و من از هــواي عـــــاشقي نشد ك از اينجــــــــا برم حتي واســـه دقايــقي حــــــــــتي واسه دقايقي يه غربـــــت از جنسِ سفــــــر ؛ يه جاده ي تــــــــــاريك و دور مني ك پرســـــــــــه ميزنم تو تاريكي بـــــــسوي نـــور سرگردونـــــــــم وااااي .... كوچه ها خونه ها ؛ تموم عاشقا رفتنــد از اينجا يه غربت مونده و من ، تــنهاي تنــــها
|
|
تا تو به داد من رسی .........من به خدا رسیده ام
سرزده می آیم؛ نمیخواهم کسی را از خواب خوش بگیرم. به خودم عطر میزنم ، تا مباد کسی بوی غم مرا احساس کند. زود میروم .. این خاک است که میخواند مــــرا ؟
|
|
خزان
آرزوها آرشیو خزان آرزوها |
![]()
|
|
لینکهای خزونی
|
| لینکهای خزونی |
|
|
|
|
|
|
لوگوی خزونیا
|
|
|
|
![]()
كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.