|
زماني كه عاشق كسي هستي رهايش كن اگر عاشقت باشد بر مي گردد و اگر باز نگشت، بدان او هرگز دوستت نداشته است.
زيبا تنفست مي كنم، با همه شكنجه هايي كه برايم اگر عاشق باشم طعمِ شهد ترين زهرِ دنيا را دارد. مثل شوكراني که سقراط نوشيد و من هم با عشق سر مي كشم. تمام شهر را ويرانه خواهم كرد، وبا تو آشناي من تمام شهر را بيگانه خواهم كرد. و من از دستِ خود،از دستِ عــــشقِ تو ،تمام اهل اين دنيا و شايد اهل اين ويرانه را ديــــوانه خواهم كرد.
ببين زيبا هزاران بار ديگه مي گم، تو را با عشق خود با دست خود، با قـــلـــبِ سرشار از جنون خود ، شبي افسانه خواهم كرد. تو زيبايي ، فقط ديوانه ام كردي ببين با عـــشـــق چشمت آخرِ سر من چه خواهم كرد...
زيبا رنجاندن خاطر من هم اصلا مهم نيست، چون انقدر خاطره هاي زيبا و قشنگي مثل شمعـــدوني هاي تو ايون ، قابل فكر هستن كه ناراحتيه من مثل سوزنِ توي انبار كـــاه گمـــه ....
پ . ن : دل تنگي هميشه از نديدن نيست، لحظه هاي ديدار با همه زيبايي.. گاه پـــُر از دلتنگيست ، كه مبادا ديدار شيرين امروز خاطــره ي تلخ فردا باشه ...
" مثل اینکه این نوشته ها تو همون دفتر بمونه بهتراز اینه که انجا باشه ... " |
|
خزان
آرزوها آرشیو خزان آرزوها |
![]()
|
|
لینکهای خزونی
|
| لینکهای خزونی |
|
|
|
|
|
|
لوگوی خزونیا
|
|
|
|
![]()
كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.