|
دلبرکم سلام آره بازم منم.من و یه قلم ولی این دفعه می خوام یه چیز جدید بنویسم می خوام یکم از خاطراتم بگم راستش نمی دونم از کجا شرو کنم از کجا بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بزار از وقتی بگم .وقتایی که دلم میگرفت نوشته ات واقعا آرومم می کرد.خیلی دوست داشتم این پسر همیشه تنها رو ببینم.با شخصیتت نوسته هات عشق می کردم.همیشه واسه دوستام تعریف می کردم ک من عاشق ایت تیپ پسرام. ولی ۱٪ام احتمال نمی دادم ک مال من بشی مال تو بشم. اون روز ها گذشت.......... سه سال ازت بی خبر بودم زیاد یادت و می کردم ولی ازت بی خبر بودم. یه روز ک داشتم توی خلوت تنهائیم پرسه می زنم اومدی و به تنهاییم سرک کشیدی. هیچ وقت اون روز و یادم نمی ره. روزی ک خدا یکی از فرشته هاش و فرستاد تا برای همیشه کنارم باشه و من و از تنهایی در بیاره. هیچ وقت فکر نمی کردم دوستی مون مجال عاشقی پیدا کنه!آخه من واسه تو !!! فکر می کردم از بچه بازی هام خسته می شی و یه ماه نشده قید مترسکت و می زنی.اما حالا....... حالا میبینم که این همه گذسته و نه تنها دلت و نزدم بلکه دلتم بردم :-) وای محمدم ای کاش می تونستم بهت بگم چقدر دوست دارم. تو با من و دلم چی کار کردی پسر؟؟؟؟؟؟؟ ۱۸ مهر واسم روز شکر گذاریه.چون خدا بزرگ ترین نعمت و بهم داده.یه فرشته نعمت کمی نیست. نمی دونم محمد تو کشوری ک بوسیدن و در آغوش گرفتن عزیزترینت جرمه چطوری به عزیزترینم ثابت کنم ک دوستش دارم.
آری بهترینم من همان دخترک پرسه زن مزرعه تنهایی قلبم هستم که اکنون یک وجب خاک قلبم را ترک کرده ام و می خواهم بدون اجازه ات وارد مزرعه قلبت شوم.می خواهم مترسک مزرعه قلبت شوم تا مبادا کسی آزرده خاطرت کند.تا همیشه پاسبان قلبت خواهم ماند. تولدت مبارک عزیزترینم خانومیت
|
|
خزان
آرزوها آرشیو خزان آرزوها |
![]()
|
|
لینکهای خزونی
|
| لینکهای خزونی |
|
|
|
|
|
|
لوگوی خزونیا
|
|
|
|
![]()
كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.