تبليغاتX
خـــــزان آرزوهــــــا - برای تو ...
   
 

نیمه شبی بارانیست و چشمان بیدارم در این سیاهی به افقهای دوردست خیره گشته است.

نمی دانم چرا دلم باز بهانه ترا کرده؛ترنم زیبای باران در دل شب چه نجوای غریبانه ای دارد.

انگار قطره های باران هم می خواهند مونس دلتنگی هایم باشند

من هنوز به تو می اندیشم هنوز در ژرفای خیالم رنگ چشمانت به یادگارمانده است.

هنوز نگاه مهربانت را فراموش نکرده ام ای سرا پا همه راز من هنوز هم به تو می اندیشم.

یادت هست که درآن برگ ریز پاییز حریم تنهایی ام را بازمزمه های عاشقانه ات

شکستی و در خزانی؛خزان انگیز؛بهاری دل انگیز را به ارمغان آوردی.

آن روزها هیچ یادت هست؛فقط ما بودیم و خدایی که ناظر برعشق پاکمان بود.

زندگی را در گرمی دستان هم ودر تپش های بی امان قلبهایمان می خواستیم.

درنگاهمان شوق بود که فریاد می زد نمی دانم تو چه بودی که شب هنگام از هجوم

خیالت خواب از چشمانم میگریخت.

من نور زندگی را در تبسمهای پاک تو می جستم و در نفسهای گرم تو

غرق تمنای بوسه ها می شدم.

مدت هاست که از آن روزها می گذرد و هنوز اسم تو از یاد تو فراموش نگشته؟

عمریست که من با خیالت سر می کنم؛دلم از این همه تنهایی و بیگانگی به تنگ آمده است.

کجاست تا از دلِِ پر دردم بگویم؛از چشمان منتظرم بگویم که هنوز بر آستانِِ؛

در حسرت نگاه مهربان توست.

از دل شکسته ام بگویم یا دستهایی که هنوز تمنای تو را دارند

از سینه پردردم بگویم یا از سوز آهم.

ره آورد عشق تو؛ درفراق بود و آتش حسرت و چشمان اشکباری که سوز پنهانی

دل را خبر می داد.

آن عهد دیرینه یادت را به یاد داری؟

آن روزی را که سر بر سینه ات نهاده بودم و اشک چشمانم دامن پرمهر ترا تر می کرد به یاد داری؟

پیکرم از خواهش سوزان وصالت در التهابی سخت می گداخت

چه آرزوی محالی بود زندگی با تو.

ما در نفس های هم؛آواز خوشبختی سر دادیم و در کوچه هایی که از عطر اقاقی مست بودند

بر شاخه های سبز نوازش بوسه هایی برجا نهادیم.

ایبک این منم؛دختری تنها و افسرده که همدم پنجره ای گشوده در باران است و هنوز

گیسوان پریشانش به دنبالِ دست نوازشگر تو

درهلهله باد می رقصد.

سهم من از زندگی اینست؛یک سکوت خسته و چشمانی خیس .....

«برای تو فرزاد»

 

 

 

 

  + نوشته شده در  ساعت   توسط محمد | 

 

خزان آرزوها

آرشیو خزان آرزوها

 

««« در اينجا جز سكوت و مرگ چيزي نيست.
خانه در انزواي سرد خود،تو را فرياد مي زند.
نمي دانم از چه دلتنگم . من در اين كوير محنت زده
مرده ام ، افسرده ام ... »»»


لینکهای خزونی

سیمرغ
شبگرد قصه ی عشـــق
دختـــرِ صـــحرا
دختران گندم
ســـروش
ديدارهـــای زيبـــا
شبهای برفی من و تو
ساکن جزیره تنهایی
هلیا
همیشه بهــار
مینا و آرش
درد و دل
آخرین ذرات موندن...
سوشیانس
زمزمه های شاعری به نام خزان
کاش میشود منو دوست داشته باشی
.() به شکوه عشق ().
آلاچیق
پرنده ی منزوی
دختری با موهای سیاه
من دیگه غزل نمی گم واسه تو
" خدا همین نزدیکیهاست "
" عشق یعنی زندگی با یاد تو ..."
به گورستان خوش آمدید!
از خاک عشق ...
خنجری برسینه
{_ سبزی فروش _}

آرشیو لينكهاي خزونــ ي

گذشته خزونی

آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384

لینکهای خزونی

روي خــ ط سكوت
* گـــورستونِ آرزو *
نیلــوفــر
خيال آلاچيق
گرگ بارون دیده
عمق نگاه تو
تاریــــکه ی د ل
اشکهای یخی
آهسته وحشی می شوم
نیلــوفــر
طلوع صبح امید (( دراکولا ))
اشک دل
LoVeLY QaTaR GiRLS
نهانکده عشق
نامه های بی مقصد
شاهزاده ایرانی
جادوگر

 

 

 

لوگوی خزونیا

 

 

 

 

 


كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.