|
حالا منو تنگِ غروب و جاده خاطره هايي كه تو دسته باده مــــيرم ميرم تا با تنهايي ، تنها باشم ديگه ميخوام از خودمم جـــــــــــدا باشم غرور من پيش تم كم آورده بســــِشه هر چي زخــــم و ضـــربه خورده ميرم ولي ولي بدون ك بد ميكني ، عشقم و نشنيده رد ميكني حالا ميري ك ميدوني خرابم همش دارم فك ميكنم تو خوابم ميرم ولي پيشه تــــــو جا ميمونم بارون ميشم تا بغضم و ببارم جاده اي نيست پا رو خودم ميزارم ســـــــــــــــــنگ غرورت و نزن به شــــــــيشــــــــم باشه ... ديگــــــــــه مـــــــــــــــــــــــــــــزاحمت نميـــــــــــــــــــــشم .
..به مقصودت رسيدي.. |
|
خزان
آرزوها آرشیو خزان آرزوها |
![]()
|
|
لینکهای خزونی
|
| لینکهای خزونی |
|
|
|
|
|
|
لوگوی خزونیا
|
|
|
|
![]()
كليه حقوق اين سايت متعلق به خـــزان آرزوهــــا مي باشد و استفاده از مطالب ، تنها با ذكر منبع بلامانع است.